نمیدونم چند وقته اینجا ننوشتم
یه زمانی اخ که چقدر هیجان داشتم واسه نوشتنه اینجا
چقدر هیجان داشتم واسه نوشتنه تو اینجا
نوشتنه ها دیونم میکرد
مثه خودت
مثه الان که دیونم کردی
من جدا تبدیل شدم به یه ادمه دیوونه تو عشق
باورم نمیشه
روز به روز
لحظه به لحظه دوس داشتنت تو تک تکه وجودم بیشترو بیشتر میشه
فکر نکن نیستم احساسم رفته
وای اینجا رو هنوز دوس دارم
احساس میکنم هممون تو یه روستای کوچیکیم که با هم همسایه ایم!
بعضی موقعه ها این همسایه ها میرن ولی ۲ باره می ان !
میدونم باور نمیکنی که از عشقت دیونه شدم میدونم !هیچیو نمیبینیو باور نمیکنی
که من دارم به دیوانگی محض میرسم!
همیشه میگفتم اگه کسی کسیو دوس داره تا اخرش باید بره
بعد بت گفتم ما تا اخرش باید بریم
یه بار بت گفتم ما اخر نداره راهمون
ولی الان بت میگم
من رسیدم به یه مر حله ای که نمیتونم بهت نزدیک بشم
انقدر دیونتمو دوست دارم که مجبورم بکشم کنار
باورت میشه
از دوس داشتنه زیادی
بهت نزدیک شم یه بلایی سرم میاد
نمی تونم تحمل کنم
میدونم میدونم نیمی فهمی منو
میدونم اون منظوریو که میخوام سخته بهت برسونم
ولی فقط اینو بدون انقدر دیونتم انقدر عاشقتم انقدر دوس دارم که شاید یکی از همین روزا فهمیدی
الستومریا فدای تو شد !
خودم می مونم تو عظمته دوستیمونو دوس داشتنمون
فقط به وجود همیچین عشقی افتخار میکنم
به وجود داشتنه همیچین معشوقه ای افتخار میکنم
به خودم افتخار میکنم که عاشقه عزیز ترین ...زیبا ترین...مهربان ترین....بی نظیر ترین....اروم
ترین....موجود دنیا شدم و هستم و خواهم ماند !
تو بی نظیری مریم من !
و من هنوز عاشقانه دوستت دارم بدونه اینکه این دفعه اذیت شی یا عصبانی شی
من هنوز عاشقه تماماه لحظه های با تو بودنم
من هنوز عاشقه تو هستم
یادته..یه شعر واست نوشتم
من هنوز عاشقت هستم..من هنوز خاک زیر پاهای تو هستم...من هنوز....
اون شعر الان واسه اینجاس !
نمیدونم اینجا رو میخونی یا نه
نمیدونم باورم میکنی یا نه
نمیودنم یادتم یا نه
نمیدونم منو میشناسی یا نه
هیچی نمیدونم
هیچی هم نمیخوام بدونم
فقط دوس دارم خوب و اروم باشی !
این دیگه اوجه عشقه...خواستن به معنای واقعی ولی با هم نبودن
میدونم نظریه بیخودیه..ولی تو قانونه عشقه من این نظر اجرا میشه!
و میدونم تو چه دوس داشته باشی چه نداشته باشی داری به پای من می سوزی
البته دیگه گذشت که بسوزی...چون تو الان واسه خودت داری زندگی میکنی فدات شم
خوشحالم اگه خوب باشی همین
میدونی خیلی وقتی این حرفا رو به هیچ کی نزدم
میخوام اینجا همه رو بهت بگم
چون همه فقط به خاطر تو ساخته شدن
کلمه ها در مقابل تو کم می ارن...انقدر با عظمتی و خانوم
عزیز دلم....قربونت برم....ضربانه قلبم...الاهی فدات شم...الاهی بمیرم واست...دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم
با شکوهه من...مریمه من....نفسه من..عشقه همیشگی من..تو جاودانه شدی در تمامه وجودم
عاشقانه می پرستمت و عاشقانه دوستت دارم
من فقط واسه تو میتونم عاشق باشم!فقط واسه تو میتونم با احساس باشم
من فقط تورو میخوام حتی اگه منو نخوای
من دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم
دویونتم به معنای واقعی کمله دیونه شدن
عاشقتم به معنای واقعی عاشق شدن
میخوامت به معنای واقعی خواستن
تو همه زندگی منی....یادته؟اسمه اولین وبلاگمون...هنوز هستی...واسه همیشه
تو همه زندگی منی
نو نفسه من
تو عشقه من
تو وجود منی
تو خود منی
سلام به همه دوستایی که این مدت در کنار منو عشقم موندین
مرسی از همتون
همتونو دوس دارم
مرسی
مریم بانو...حمیده...ساناز..خانومی...پریا....دختر ۲۰ ساله....جمانه....اطلس و همه
الان مغزم یاری نمیکنه
ببخشید
نمیدونم چرا اومدم نوشتم ولی احساس کردم دیگه دارم میترکم!
خیلی هاتون تو نظر خصوصی یا همین نظرا نوشتید بس کنید دیگه!
ما چیزیو تموم نکردیم که بخوایم بس کنیم
من از شدته عشقه زیادی زدم جاده خاکی!همین
نمی تونستم دیگه
مریمو میخوام فقط واسه خودم کنار خودم
دیگه داشتم میمردم
بهترین راه این بود که فعلا جدا شیم تا ببینیم چی پیش میاد
ولی جدایی به معنیه مطلق نیست
نمیدونم مریمم اینارو میخونی یا نه
میدونم باورش سخته...ولی دوس داشتنه من به جایی رسیدم که نمیونم کنار مریم باشم
باید جدا از هم باشیم
فقط تو رابطه ها جداییم!
من اگه یه شب خوابشو نبینم اون شب صبج نیست!
اهانننننننن....اصن اومدم اون خوابه فوق العاده ای که دیدمو بنویسم این همه حرف زدم
ما الان باید از هم جدا باشیم!
من هر روز وبلاگای همتونو میخونم
ولی نظر نمیدم
ولی همه اتفاقا رو میدونم...سانازم که برگشته!امیدوارم مشکلت حل بشه
دعا کنید زودی این لحظه ها بگذرن میخوام بپرم بغل مریم!!!
خوابمو صرفا مینویسم واسه خودم بمونه!چون فوق العاده بود و باور نکردنی!
مریم!
۲ شب پیش خواب دیدم اومدی پیشم! کنارم بعد بهت گفتم میدونی چند وقته بغلت نکردم؟میدونی چند وقته نبوسیدمت؟میدونی چند وقته نفس نفس نشده؟هیچی نمیگفتی ولی مشخص بود که منتظر بودی ببوسمت!
بعد شروع کردم به بوسیدنت...از صورتت بعد رسیدم به لبات..مثه قبل هنوز مثه دیونه ها می بوسیدمت تو هم داشتی مثه دیونه ها لبای منو میبوسیدی!!تو خواب خیلی دردم اومد چون تمامه لبام کبود شد بود!صبج که پاشدم لبام سیاه بود !!!!!کبوذ....انگار تو خورده بودیشون!!!!
بعد از بوسیدنت شروع کردم نگاه کردن...داشتم نگات میکردم تو هیچ حرکتی نمیکردی فقط مثه مسخ شده ها دراز کشیده بودی!!بقیه خوابم خودت حدس بزن !
خیلی اروم شدم نوشتم!
یه زمانی عصبی میشدم می اومد تو نت
ولی الان مثه یه خاطره خوب شده واسم
همه چیز های گذشته رو دوس دارم
مرسی از همتون
ممنونم!
حتی دوس داشتنمون هم دیونگیه!
دارم از عشقت اینور میمیرم ولی نمیتونم باهات باشم!
میبوسمت نفسه من
مواظبه خودت باش
دوست دارم
حالا میفهمم ۵ وارونه چه معنیه میده!!
بعد ها وقتی رشد بی وقفه درد سقفه کوتاهه دلت را خم کرد بیگمان میفهمی ۵ وارونه چه معنا دارد...
باور کن که سفقه دلم خم نشده ویران شده!
از نت رفتم بیرون یادم اومد یه چیزیو ننوشتم!
واسه اروم کردنه خودم..واسه عجیب بودنه عشقمون میگم
در حال حاضر نه من میتونم برم خواستگاری مریم!!!!نه میتونم برم با خانوادش صحبت کنم!!!یعنی هیچوقت نمی تونم!فقط باید بذارم گذر زمان حلش کنه!
به اون خدایی که اعتقاد و ایمان دارم و می پرستمش میدونم که خودش حواسش به منو تو هست و خودش کارمونو درست میکنه!یه جوری که توو کفش بمونیم!باورکن!
اینارو نوشتم چون ممکن بود این ذهنیت واسه همتون پیش بیاد چرا کاری نمیکنم!
من فقط منتظر گذر زمانم...این روز ها رو هم فقط به اون امید دارم میگذرونم!
همین....
نمیدونم دیگه کی میام..