تبليغاتX
...Seems cHoCoLaTe

...Seems cHoCoLaTe
تقدیم به تو که کودکی خستگی ناپذیر و بزرگ نشدنی در وجودت است...


ما یعنی من و مریم

۴ سال ...۵۶ ماه...۲۲۵ هفته...۱۶۹۱ روز....۷۵۶۲۴ ساعت...۲۴۳۵۰۴۰ دقیقه ....

۱۵۱۵۴۵۶۰ ثانیه

با هم بودیم!

ار ۱۲ ابانه ۸۲ تا ۲۱ تیر ۸۷ !

۴ سالو ۸ ماهو  ۹ روز!!

مریم؟!باورت میشه؟!خودم تو شکم!!

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 17:6 توسط galaxy |


امیدوارم در شبه ارزوها همه به ارزوشون برسن .....

سلام!خوبید؟

امشب یه شبه خاصه واسه من!شبه خاص بدونه حضور مریم!یه شبه عارفانه میشه اسشمو گذاشت

نمیدونم چند نفر ازش اطلاع دادید ولی من ساعته ۷ شب شنیدم برای نماز مغرب!

امشب شبه ارزوهاس!شبی که هر کی دعا کنه به ارزوش میرسه!

یه نماز خاص و یه دعای خاص!

خیلی حس میکنم شبه فوق العاده ای میتونه باشه!

نمازشو اول وقت خوندم! ۶تا نمازه!

برای مریم...شماها...خانوادم....و تمامه کسایی که میشناسم دعا کردم!

نمیدونم چرا حس میکنم دعاهام براورده میشه!

حتی وقتی تمام شد عطسه کردم تو دلم گفتم صبرش هم اومد!

با اینکه من به این چیزا اعتقاد ندارم همین صبرو عطسه!

شبه ارزوها !اسمش قشنگه نه؟!خیلی به نظرم

امیدوارم در چنین شبی بهت برسم مریم!

امیدوارم همه ارزوهای همه براورده بشه و همه جواب بگیرن!

خیلی خوشحالم از اینکه نمازشو خوندم و دعا کردم !

شبه ارزوها !دوس دارم هی تکرارش کنم خیلی اسمه قشنگیه!

۲۰ تیر ۸۷!شبه ارزوها !

با یه عالمه دعا و امید اومدم پیشت خدا من از وجود چنین روزه خوشکلی خبر نداشتم ولی حالا که

فهمیدمو نمازشو خوندمو دعا کردم ترخدا منو بپذیر !خواهش میکنم


اوممم خوب حالا برم سر حرفای خودم !

خوبید شما؟!مرسی از اظهار محبته همتون!

میدونید من و مریم همچنان بدونه ارتباط هستیم با هم ولی همین که با امید داریم میریم جلو کافیه

همین که عشقمون پر رنگ تر شده عالیه

همین که هنوز همو میخوایمو با هم یه جورایی ممکنه در ارتباط باشیم بی نظیره !حتی خیلی کم!

مریم!

من از زمانی که از تو جدا شدم فقط ۱ بار رفتم ارایشگاه واسه موهام! میدونی حسی در من نبود برم

ولی فردای چته تو رفتم!و اونجوری که دوس داری کوتا کردم خیلی بلند شده بودن!

اونم رشد موهای من!اینهمه نرفتم!

حتی باورت میشه بعد از عید صورتمو تمیز نکردم؟!حالا تمیز شد ۳ شنبه!

اسمتو گذاشتمامید به زندگی!

تو کتابا جغرایا یادته؟!!واسه جمعیتو اینا امید به زندگیو سر شماری بود؟

حالا تو شدی امید به زندگی من!نباشی انگار زندگی عادیه باشی پر هیجانه !کلی ذوق دارم که کاریو

انجام بدم که تو خوشت بیاد یا کل کل کنیم یا هر چی....نظرتو میخوام!

امشب از اون شباس که وایمیسم تو اینه کلی خوشحال میشم که میگم وای چه خوشکلم

خوب اعتماد به نفسم بالائه!میدونی تو چه حالیو میگم!

دارم به خاطرت اپ میکنم که دوس داری بخونی نمیای ببینی؟!

کی میای پس؟

من مینویسم به خاطر اینکه تو دوس داری عزیزم!

هیمن دیگه !فعلا

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 1:7 توسط galaxy |


سلام ! خوبید؟!!

ظاهرا این وبلاگ داشت به سطله زباله دانه ریخت انداخته میشد اینو از

تعداد نظر میگم که از ۵۷ تا صعود داشت به ۹ تا !

ولی به هر حال قراره این وبلاگ همیشه اپ بشه اونم به خاطر مریم خانوم

که از من خواستن بنویسم اونم همه چی !

پس از حالا به بعد همیشه اپ میشه مثه قبلنا !

مریم خانومیه خودمم قول میده که بنویسه خوب؟


امروز انقدر شازژو سر حالم ناجور خوشحالم خیلی خیلی

اصن بعد کلی وقت من این حالیم

پر انرژی خوشحال خوب تووووووووووووووووووووووووووووووووپ

من دیشب با مریم حرف زدمباورم نمیشدااااااااااااااااااااااااااااااااا

البته چت بود !! از استرسه قبلش بگم که عینک شکس و مثه

مامان بزرگا اب گذاشته بودم کنارم که هی بخورم !همشو هم خوردم

این قلبم انگشتای دستم همه و همه داشتن میزدن!

دوس دارم مریم طرز چت کردنمونو بنویسم خیلی دوس دارم و خوشم اومد

اولش که مریم اومد خیلی معمولی با هم سلام کردیم !!ظاهرا البته معمولی

بعد من از استرسم گفتم که مریم گفت قربونت برم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و من مردم از تعجب!!

بعدش دیگه منم هی احساسمو بروز دادم

راجع به همه چی حرف زدیم ! مریم....من...دوستای که میشناخیتم...

اتفاقی که افتاده بود و عجیب بود که احساسه منو مریم ۱ ذره عوض  نشده

بود تمامه لحظاتی که مریم گریه میکرد من باهاش گریه کردمو ولی ارومش

کردم هنوز تپشه قلبه من وجود ما واسه همه !بعد این همه فاصله

خدای من چه قدر ما عاشقانه همدیگرو دوس داریمو چقدر خوشکلیم

مریم راجع به دوستا حرفید از من خواست بحرفم منم یه عالمه واسش

حرفیدم بعدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

عکسشو نشونم داد!بخدا من بهت زده همینجوری عکسشو نگاه میکردم

حتی وقتی رفت و dcشد من هنوز به عکسش خیره شده بودم

چشماش.دستاش.ناخوناش.لباش.بینیش.صورت.وایییییییییییییییییییییییی

نمیدونم چی بگم فقط با دیدنش اشکم بود که اودم پایینو کلی از صحفه

نت بوسیدمت الاهی من قربونه تو بشم

وای گفت چاق شدم ولی نه نشده بود خوده عزیزه من بود

ولی من از ابانه پارسال تا الان ۸ کیلو کم کردمنمیدونم چرا

بعد دیگه گفت دلم واست تنگ شده بسه دیگه

گفتم منم دلم واست تنگ شده واسه نفسات واسه عطری که میزنی واسه

بغلت واسه چشمات واسه دستات

وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی من دیونه تو هستم اخه دیونهههه

راجع به پستای تو وبلاگ ازش پرسیدمولی خوب مسلما جوابی که

همیشه ازش تنفر داشتمو گرفتم و فقط داد زدم سرش و گریه کردم

هی فش میدادم دسه خودم نبود هی میگفت اروم اروم نمیشد

خیلی بهم فشار اومد با این وضع که من تنهامو همه امید زندگیم تویی

جوابه دیشب واسم خیلی سخت و غیر قابل تحمل بود ولی خیلی از اینکه

همه چیو راست بهم گفتی خوشم اومد خیلی یه جورایی اروم تر شدم

البته دارم بعدا خانومم حسابتفعلا ۱ به ۰ !!بیشتر نشه ها که میدونم

نمیشه!

بعد بهم گفت که تو وبلاگ بنویسم ! راجع وبلاگای شما حرف زدیم

اولین حرفمون با وبلاگا شروع شد

گفت چرا خانومی اینجوری شد؟مریم بانو؟!ترمه؟!و.........

اخی عزیزم وبلاگ گیلاس خانومی رو دوس داره!

یه سوال؟!مریم میگفت torme,من میگمterme نوشتنه فارسیشون

یکیه !ولی انگلیش متفاوته !کدوم درسته مریم ؟!

بعد دیگه گفتم اره که همه بچه های وبلاگ به فنا رفتن!کلی هم به اونی

که زندگیه ترمه رو خراب کرده فش دادیم !بی شعور

دیگه؟!دوس داشتم حرفا ادامه پیدا میکرد به عشقولانه هامون میکشید

ولی قبلش مریم خانومی نتش تموم شدو رفت

میخوام یه روزی خیلی اتفاقی سوپرازیت کنم بزنگم بهت  نظرت چیه؟!

قلبتو اماده کن شک بهت وارد نشه چون تلفنم پر شکه !!! یه زمانه خاص

دوس داشتنه من عشقه من عزیزه دلم وجودم خیلی خوشکلی خیلی

نازی خیلی دوست دارم و خیلی خانومییییییییییییییییییییییییی خیلی

لذت میبرم از نفس کشیدنت !باور کن !

خیلی حسه نزدیکه بهت دارم از دیشب خیلی ارومم کرد حرفات باورت

نمیشه خیلی اروم و خوبم !سبکم از اینکه باهات حرف زدم

ارامش دارم دوست دارم مریم

خیلی ازت ممنونم که درکم میکنی...ازت ممنونم که صبر میکنی...به خاطر

همه چی ازت ممنونم امیدوارم که به زودی زودی زووود جبران کنم و بتونم

جفتمونو به ارزومون برسونم و همیشه با هم درکنار هم زیر یه سقفه

کوچولو که مال هر دوی ماس با هم ...با هم بودنو تجربه کنیمو لمسش

کنیم

خیلی دوس دارم از دینای واژه و حرف و جمله خارج بشیمو به واقعیت

بپیوندیم !باور کن که من تمامه تلاشم همینه و از دیشب مسمم تر شدم

بیشتر از قبل

به خاطر تو به خاطر مهربونیات به خاطر دوس داشتنم به خاطر حضورت

من بیشترین تلاشمو واسه با هم بودن تو نزدیک ترین زمانه ممکن انجام

میدم ازت ممنونم که صبر میکنی مرسی مریم !

اینجا کلمه کم میاد در مقابل ابهت دوس داشتنم در وصفه تو

همه چیز در مقابله تو کم میاره به جز دوس داشتنم

دوست دارم و دوست دارم و دوست دارم..........

 

برای مریم: مریم عزیرم این وبلاگ رو حتما بخون لدا و قو 

حتما بخونش!!از پسته اول.خوب؟؟؟مرسی زندگیم

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 13:47 توسط galaxy |


من چقدر سگ جونم که نمیمیرم با وجود این همه شک !(با ضمه )

و چقدر پرو تر که همیشه یه امید کوچولو تو قلبم وجود داره !

خیلی خستم خیلی .دیشب وقته خواب تمامه این حرفایی رو که دارم اینجا مینویسم

تو ذهنم مرور کردم و تصمیم گرفتم اولین کاری که میکنم صبح نوشتنه اون حرفا

باشه و جالب بود تمامه شب خوابه حرفامو دیدم !


من

خونه نمیخوام

ماشین ۱۰۰ میلیونی نمیخوام

رشته مهندسی پزشکی تو هیچ جا نمیخوام

کفشو کیفو لباسو شلوار لی های مارک دار نمیخوام

من پولو تراولو چک و کارت بانک که دوس داشتم تو کیفام ردیف باشه نمیخوام

از این همه کارت شناسایی متنفرم نه یکی نه دوتا ۸ تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

موبایل ۱ میلیونی و لب تاپو اسکنرو پرینترو ipod و mp3 و چیزا برقیو نمیخوام

عذای بیرونو ساندویچو پیتزا حالمو بهم میزنه

استخرو تفریح و مسافرت دیونم میکنه

نشستن تو هواپیما واسه ساعت های متوالی منو از دنیا منزجر میکنه

من اینارو نمیخوام

من

یه خدا میخوام

یه اتاقه ۶ متری تو یه کلبه شمال هر جا

بدونه هیچ وسایله ارتباطی و هیچ پولی

با یه تراکتور که بتونم زمینو شخم بزنم چند تا گاو که شیرشون یه پول  خیلی جزیی

واسه عذا در بیارم

با یه رختحواب نه تخت!

و

یه

مریم

میشه؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 12:58 توسط galaxy |