<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...Seems cHoCoLaTe</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/</link>
<description>تقدیم به تو که کودکی خستگی ناپذیر و بزرگ نشدنی در وجودت است...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 04 Oct 2008 22:06:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عاشقم !</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>کنار سیب و رازقی
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشسته عطر عاشقی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من از تبار خستگی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی خبر از دلبستگی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عاشقم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابر شدم صدا شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاه شدم گدا شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شعر شدم قدم شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عشق شدم تو غم شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لیلای من....دریای من....اسوده در رویای من...این لحظه در هوای تو گمشده در صدای تو...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من عاشقم ...مجنونه تو....گمگشته در ارومه تو...................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجنونه لیلی بی خبر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در کوچه های در به در&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مستو پریشون و خراب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر ارزو نقش بر اب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید که روزی عاقبت اروم بگیرد در دلم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنار هر ستاره ای&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشسته ابر پاره ای&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من از تبار سادگی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی خبر از دلداگی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عاشقم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماه شدم ابر شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اشک شدم خبر شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابر شدم ماه شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قصه شدم خواب شدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رویای من...دریای من....اسوده در رویای من...این لحظه در هوای تو گمگشته در صدای تو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من عاشقم مجنونه تو ...گمگشته در اورمه تو !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام !!شعر بالارو واسه مریمم نوشتم که دوسش داره !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خداروشکر که حالت خوب شدو الان رو تخته اتاقتی و راحتی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ارومم و خیالم راحته از اینکه تو خوبی و ارومی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزای بیمارستان خیلی در کنار با هم بودن بد نگذشت قبول داری؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با هم دیگه لحظاته خوبیو ساختیم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از روز اولش تا لحظه اخر مرخصی تو !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوشحالم که تمامه ناهار های اونجارو خودم کذاشتم تو دهنت...شام....صبحانه...لذت میبرم از کارم چون دوست دارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴شنبه که با لپ تاپ ویه دسته گل رفتم بیمارستان !اول ناهار بت دادم خوردی عزیزم بعدم دراز کشیدی و منم نشستم واست از بلاگا گفتم...خانومی...افتاب....پیچ و مهره...ساناز...دختر اردیبهشتی.....ترمه..نیروانا.....سپیده....همه اونایی که میشناختی ادامشونو خوندم واست اونایی رو هم که نمیشناختی مثه افتاب...سپیده...پیچ و مهره....توت فرنگی...و همه این لینکا جدید...بعد کلی هم بو گل مریم که براش بردم میومد عزیرم !تا ساعته ۶ اینجورا پیشش بودم یهخورده هم خوابیدیم با هم و بعد من رفتم خونه ۲باره ساعته ۹ اومدم...رفتم واسش یه عطرBLVGARI و پیتزا خریدم رفتم بیمارستان!اکلی خوشحال شد قربونش برم خیلی خوشکل ذوق میزنه !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://farm3.static.flickr.com/2142/2573889714_cc02bd5fe9.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد با هم پیتزا خوردیمو فیلمه روز حسرت رو دیدیم حرفیدیم و کلی بوسیدمشو بعدشم دیگه طرفا ۱۱ بود اومدم خونه !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وای وای اون شب خودم تا ۴ صبح از دندون درد بیدار بودم !پدرم دورمداااا وای یعنی مردم به معنای واقعی !دیگه ساعته یه ربع به ۴ بود خواب رفتم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵شنبه صبح رفتم واسه مریم یه گردنبند BLGARI خریدم خیلی ناز بود ! از این مدلا بود که خودم دوس دارم!یه گردنبند تو یه گردنبند دیگه!یه دایره کوچولو بود تو یه دایره بزرگ! خیلی ناز بود اونو خریدمو رفتم بیمارستان تو راهم به مریم زنگیدم گفتم ناهار نخور تا خودم بیام بت بدم دیگه ساعته ۱۱:۳۰ اونجا بودم وای بازم گلی ذوق کرد عزیزم بعد گردنبندو همون موقع زدم تو گردنش چقدر خوشکل بود عزیزم مبارکت باشه! ناهار و خودم بش دادم وای چه لذتی داره زیاد بعد گرفت خوابید منم کنارش دراز کشیدم !گفت چقدر خوبه که کنارمی و پیشمی!کلی بوسش کردمو بش گفتم دوست دارم تو زندگی منی قربونت برم  کلی هم دستشو بوس کردم !خیلی جدیدنا خوشم میاد دستشو ببوسم!اوجه احترامه احساس میکنم!ظهر بود که دوستاش اومدن و خواهر دوستشم اومدن منم بودم کلی تعجب کردن منو دیدن!منم موقعی که دوستاش اومدن رفتم یه خورده اونورتر دقیقا روبه روی مریم که دوستاش بشینن کنارش ولی خوب تمامه حواسش بهم بود  یه خورده یه بار هم نگام میکردو میگفت بیا پیشم ولی گفتم راحت باشن البته بعد رفتم دیگه پیشش !یه ۳۰ دقیقه اونجا بودنو رفتن !بعد از رفتنه اونا کلی بوسش کردم و گفتم وای که تو چه عزیزی قربونت بشمو همه دوست دارن زندگیم!وایییییی حسام یه جوره خاصیه که گفتنش خودش چندین پست میشه!ساعته ۷ بود دیگه از پیشش اومدم!اومدم خونه یه دوش گرفتم و نماز خوندمو یه خورده غذا خوردمو ۲باره طرفا ۹ بود رفتم پیشش تا ۱۱ و خوردهای بود که پیشش بودم خوابوندمشو رفتم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جمعه صبح از خواب پاشدم یه خورده اومدم رو تختم دراز کشیدم هر چی میزنگیدم مریم گوشیو برنمداشت قرار بود جمعه مرخص بشه بعد از ۱ ساعت که گوشیو برداشت دیدم فقط گریه میکنهو میگه بیا همون موقع پریدم تو پارکینگ دیدم وای ماشینا روشن نمیشن !فکر کن از ۲تا ماشین هیچ کدوم روشن نمیشد تا من زنگ زدم تاکسی خواهرمم  غذا از بیرون گرفته بودو بهم دادو فکر کنم ۱۰ دقیقه بعد از تلفنه مریم تو اتاقش بودم تمامه راهو گریه کردم  خیلی ترسیدم نمیدونستم چی شده!وای یعنی دنیا رو سرم اوار شد همینجوری اشکام میومد دیگه بعد دویدم رفتم تو اتاقش دیدم اروم دراز کشیده خوابیده بغلش کردم ارومش کردم باش حرفیدم کلی هم خودمو کنترل کردم اشکام نیاد چشاشو بوسیدم که دیگه اشک نریزه بعد اروم شد بش غذا دادم غذایی که اورده بودم انگار دوس داشت خود بیمارستان هم غذای خوبی داده بود خوشبختانه بیمارستانه بیمارستانه توپی بود و همه اطرافیانه مریم پزشکو اشنا و دوس و فامیل بودن خداروشکر.دیگه غذا خوردو اروم شدو بعدشم بش قرصشو دادم اروم خوابوندمش !دیگه خوابیده بود  من همینجوری کنارش دراز کشیدم و بعد بیدار شدم کنارم تو بغلم یهو تلفنه اتاق زنگ خوردو گوشیو دادم مریم دییدم به به &lt;STRONG&gt;ساناز&lt;/STRONG&gt; خانوم هستن!!!مرسی که زنگ زدی خانوم....لطف کردی...واقعا ممنونم !خیلی هم دوستانه و خوب برخورد کردی مریم گفت  انگار کلی ساله میشناسه منو...ایشالا بتونم جبران کنم واست خانوم...مرسی.... طرفای ساعته ۳ بود همینجوری که دراز کشیدم یهو در اتاقه مریم باز شد مامانش اومد تو ۳ سوت پاشدم !دوس نداشتم اصلا تو اون حالت منو ببینه ولی شایدم فهمید نمیدونم!مامان و بابای مریم کلی از من تشکر کردن وای خوب من مریمو دوس دارم دلم میخواد پیشش باشم بعد دختر خالش اومد اخی چه خوشم اومد ازش ساده بود بعدش عمه مریم اومد وای زودی بغلش کرد عزیزم هی میبوسیدش منم کنار ایستاده بودم نگاه میکردم یه جورایی اذیت بودم ولی مامانه مریم خیلی هوای منو داشتو حواسش بم بود.همه فامیلا مریم و دوستاشون دیگه منو میشناسن و کلی لطف داشتن بهم خجالت کشیدم ۱ساعتی میشد بودن و بعدش رفتن و مریم دراز کشیدو پتو رو گذاشتم روش خوابید و منم بعدش رفتم خونه دیگه.یه دوش گرفتم    و یکی از دوستامون مثه کنه زنگید که شام بریم بیرون بش گفتم من شام نمیام گفت پس بیا پیشمون !به ناچار یه ۲۰ دقیقه رفتیم خونشون اونچا هم ۲ باز زنگ زدم مریم مامانش رفته بود پیشش سرشو بشوره !خیلی جالبه تو ۴ روزی که اونجا بود ۲ بار سرشو شست!مریض تمیزی بود عزیزم کلی با کلاس!موهاشو شونه میکرد ارایش میکرد کرما پوستشو میزد ووووو کلی به خودش میرسید.از خونه دوستمون که اومدم با یکی از دوستام که مریمو میشناسه  اومد باهام میخواس بیاد پیشه مریم .دیگه یه ۲ ساعتی پیشش بودم تا ۱۲ شب و با هم حرف زدیمو خندیدیم. حالشم خوب بود خداروشکر.من شنبه صبح پرواز داشتم و تمامه اون چند روز استرس داشتم که  چه جوری بش بگم من پرواز دارمو کار دارم جمعه گفتمو کلی هم بوسیدمش!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز صبح یعنی شنبه انقدر زود رفتم پیشش که خواب بود عزیزم بعد بیدار شد بش صبحانه دادم خاله دکتر مریم اومدو گفت بم گفتن که شما همش کنار مریم بودی و تشکر کرد و بعدشم مرخص شد دیگه من کلی بوسیدمشو ازش خداحافظی کردم خذاروشکر حالش هم خوب شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز هم کلی بش زنگ زدم دیگه حالش خوب بود فقط بش گفتم استراحته مطلق کنه و اعصابشو خورد نکنه و اروم باشه خودم هی میزنگم بت....حالا ایشالا که مشکلش حل بشه امین !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انقدر دوست دارم که فاصله هیچ تغییری در من بوجود نیورده...تمامه لحظاتی که تو بغلم بودی....دستت تو دستام گره خورده بود...موهات تو دستم گم بود تمامه لحظه ها دلم میخواس انقدر سفت بگیرمت که له بشی تو بغلم...لحظه های استرس اوری برای من و لحظه های سختی برای تو ولی عشقه ما ۲تا به هم همه چیو اسون کرد. متوجه گذر زمان نشدیم چون تمامه مدت کنار هم بودیم...دوست دارم..این وظیفه من بوده که پیشه تو باشم چون من تو رو میپرستم عزیزم...دوست دارم زندگیم..از خدا میخوام هیچ وقت دیگه رو اون تحت و تو اون لباس نبینمت ...ایشالا که همیشه سالم و تندرست باشی خانومم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 22:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شروعی دوباره....شوکی ناراحت کننده !!!</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>سلام !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید همگی مبارک !نماز و روز های همه قبول باشه !ایشالا که خدا همه رو به ارزشون برسونه !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوبید همگی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه بخوام حرف بزنم خیلی باید بگم ولی الان وقتش شاید نباشه ولی تا جایی که لازم باشه میگم و بعدا بقیشو مینویسم !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شنبه ۶ مهر ساعت ۱۱ شب بود که به مریم اس ام اس دادم که بیاد نت و با هم بحرفیم ! بعد زنگ زدم و باش حرفیدم که گفت احساس میکنم چشام نمیبینن درست و مشکل واسشو پیش اومده من و خودش فکر کردیم خوب میره ازمایشو اینا و خوب میشه !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱شنبه  صبح مریم رفت ازمایشگاه منم دنباله کار دانشگام باهاش هم در تماش بودم که زنگ زدم دیدم داره گریه میکنه و میگه دید سمته چپم کامل از بین رفته دکترا میگن !!وقتی اینو گفت به جرات میتونم بگم شوک بم وارد شد و همینجوری اشک بود میومد ولی باید مریمو اروم میکردم بهش گفتم هیچی نیست برو حالا m.r.i بده تا همه چی مشخص بشه بعد زنگ زدم به دکترایی که مشناختم و باهاشون حرف زدم که گفت ممکنه یه توده تو مغز باشه یا قند خون چشم باشه و خلاصه مریم رفت ازمایش داد و تمام ۱ شنبه من تو شو ک بودم و ناراحت !تازه به خودم ثابت شد چقدر میخوامش !باورم نمیشد مریم اینجوری باشه !کلی دعا و نذر و نماز کردم تا دکتر بهش گفت که یه توده هستشو چند روز بستری بشه مشکل حل میشه !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲نشبه دیگه مشخص شد و باید ۳شنبه صبح میرفت واسه بستری !میخواستم عصرش بریم بیرون که مهمان داشتن و اومده بودن عیادتش!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲شنبه صبح!همون روزی که هر روز تو مغزم تصور میکردم چه جوری بود و چه جوری شد !ساعته ۷ پاشدم تا قبله ۸ خودمو رسوندم بیمارستان و رفتم داخل!انقدر شکه این موضوع و هضمش سخت بود که من واسه دیدنه مریم یادم رفته بود استرس داشته باشم !منی که فکر میکردم این لحظه میمرم از قلب درد!!وارد سالن شدم یهو دیدم یه خانومه با مانتو سبز از اون دور ایستاد فقط رفتم سمتشو بغلش کردم !!ادقیقا بعد از ۱ سال !!!!وای عزیزم بوسدمشو نشستم پیشش!گفت مامانم رفته دنباله کارام !!بعد مامانش اومدو با مامانش سلام احوالپرسی کردم و کلی تعجب که من نبودم چه جوری یهو پیدا شدم !!گفت غیبت کبری داشتم !راست میگه !خلاصه با هم رفتیم دنباله یه ازمایشو بعدم رفت ازمایش خون داد !بعد اومدیم نشسیم تا دکتر بیاد کلی با هم حرف زدیم !دستای همو سفت گرفته بودیم!عزیزم!خیلی دوس داشتنیه!!چه تیپی خوشکلی پوشیده بود و باز هم ارایش کرده بود!!!گفت من همیشه شلخته میام بیرون ولی به خاطر تو ارایش کردم!!قربونت برم...بش گفتم تو هر جوری باشی اونجوری که من میخوام میبینمت!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرفای ۱۲ دیگه مریم بستری شد وقتی تو اون لباسه بیمارستان بود ۱۰۰۰۰ بار اشکم اومدو هی گفتم اگه من اشگ بریزم تو روحیه مریم موثره و خودمو گرفتم خیلی سخت بود وقتی اومدن سرم بزنن دستش  ...دستمو گرفت و هی فشار میداد از درد اشکام اومد ولی باز زودی پاک کردم فکر نمیکنم فهمیده باشه چون تمامه تلاشمو کردم واسه اورم کردن و روحیه دادن به مریم واسه خوشحال کردنش!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از اینکه اتاق گرفتو مامانش حالش خوب نبود و باید میرفت من موندم پیشش!واییی حسم قابله توضیف نیست!من و مریم!با هم ۲تایی!مثه همیشه !کمکمش کردم کاراشو کردم !مریض به این خوشتیپی ندیده بودم انقدر خانوم و تمیز و باکلاس بود !هی موهاشو شونه میکرد بعد میکفت حالا تو موهاتو شونه کن!خداروشکر که با تزریق سرم درمان میشه و دکتر گفته بعد ۵ روز خوبه !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد دیگه یخوره خوابیدم کنارش تو بیمارستان!هی گفت بیا گفتم زشته بخدا دعوام میکنن گفت نه بیا ! منم دراز کشیدم کنارش و هی حرف زدیم یه ۳۰ دقیقه هم خوابیدیم !داشتم فکر میکردم اون لحظه که ما همه چیزو با هم بودیم اینجارو هم هستیم !همیشه کنارتم عزیزم !!دستمو سفت گرفته بودو خوابید!بهم گفت وای که چقدر خوبه تو پیشمی!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از خواب که پاشد دیگه ثانیه ای یه بار تلفن اتاقش زنگ میزد واییی همه دوستاش زنگ میزدن بعد میفهمیدن من پیشه مریمم از تعجب سکته میکردن!من نبودم حالا یهو پیدام شد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از تلفونا و سرمایی که زد رفتم واسش اب خریدم و کلی حرفیدیم دیگه ساعته ۵ عصر بود میخواستم بیام خونه !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واییییییییی یادم رفت بگم که کلی بوسیدمش!!!!!!!!!!!!!!! عزیزم ۱۰۰۰ بار صورتشو بوسیدم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد دیگه موقعه خداحافظی با هم روبوسی کردیم که بیام هی من میبوسیدم از اول!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیشب هم که ۲باره یهویی رفتم پیشش و کاملا سوپرایز شد!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بچه ها!همه اونایی که ما رو مشناسید تو این ۱ سالی که نبودیم نذاشتید ما تنها بمونیم خواهش میکنم واسه مریمم دعا کنید زودی خوب بشه !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز گفت برو واسه بچه وبلاگ بنویس که دعا کنن واسم !خواهش میکنم دعا کنید همه چی به خوبی تموم بشه !مرسی از همتون &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز که ۴شنبستو عید!!میخوام واسه مریم عیدی بگیرم و برم بیمارستان پیشش!صبح باش حرفیدم بش حالش خوب بود خداروشکر!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دعا یادتون نره !بعد پیشه همه میام..فقط دعا کنید واسه سلامتیش &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Oct 2008 07:27:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه......</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>اون پایین نوشتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;(با هم بودیم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ار ۱۲ ابانه ۸۲ تا ۲۱ تیر ۸۷ !)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمیدونم واقعا ما این مدت باهم بودیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;کی میتونه تعریف درستی از با هم بودن داشته باشه؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ایا ما در تمام اون لحظه ها و ثانیه هایی که حساب کردی باهم بودیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته که بودن فقط در کنار هم بودن نیست که این هم هست اما نه تمام ان شاید بخشی از ان&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته که تو هستی در حالی که واقعا نیستی...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt; شاید این هم نوعی بودن باشه و من تا الان نمیدونستم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;اینکه از یکدیگر خبری نداشته باشیم و ندونیم کجاییم با کی؟چیکار میکنیم؟با کی رفتیم بیرون؟با کی حرف میزنیم؟چه جوری لباس پوشیدیم؟چه جوری ارایش کردیم؟چرا امروز میخندیم؟چرا امروز گریه میکنیم؟چرا از هق هق زیادی صدات بالا نمیاد؟چرا دلت گرفته؟از حرف کی ناراحتی؟کی قلبتو شکونده؟با کی دعوا کردی؟به کی فکر کردی؟مریض شدی؟تب داری؟داری تو تب میسوزی؟درد داری؟دردت چیه؟دلت واسه کی تنگ شده؟داری غصه چی رو میخوری؟اصلا تو غصه میخوری؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;من میخورم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;من غصه میخورم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;من ساعت ها دقیقه ها و ثانیه ها غصه میخورم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;غصه ی با تو نبودن را....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۱:من یه مدت نبودم الان گیچ شدم ....چقدر همه چیز عوض شده....دلم واسه همتون تنگ شده بود....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۲:اون بلاگی که گفتی رو خواندم  تو یکی از پستاش یه شهر بود که مصرع دوم تموم بیتاش یه چیز بود:و تو نیستی و تو هنوز نیستی و تو چه طولانی نیستی و....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;چقدر با این شعر همذات پنداری کردم....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۳:مثلا قرار بود من دیگه ننویسم....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 13:25:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>parmina</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما کجاییم؟!</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;ما یعنی من و مریم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۴ سال ...۵۶ ماه...۲۲۵ هفته...۱۶۹۱ روز....۷۵۶۲۴ ساعت...۲۴۳۵۰۴۰ دقیقه ....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۱۵۱۵۴۵۶۰ ثانیه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;با هم بودیم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ار ۱۲ ابانه ۸۲ تا ۲۱ تیر ۸۷ !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;۴ سالو ۸ ماهو  ۹ روز!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;مریم؟!باورت میشه؟!خودم تو شکم!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Jul 2008 13:36:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبه ارزوها </title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>امیدوارم در شبه ارزوها همه به ارزوشون برسن ..... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام!خوبید؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب یه شبه خاصه واسه من!شبه خاص بدونه حضور مریم!یه شبه عارفانه میشه اسشمو گذاشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمیدونم چند نفر ازش اطلاع دادید ولی من ساعته ۷ شب شنیدم برای نماز مغرب!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شبه ارزوهاس!شبی که هر کی دعا کنه به ارزوش میرسه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه نماز خاص و یه دعای خاص!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی حس میکنم شبه فوق العاده ای میتونه باشه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمازشو اول وقت خوندم! ۶تا نمازه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای مریم...شماها...خانوادم....و تمامه کسایی که میشناسم دعا کردم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمیدونم چرا حس میکنم دعاهام براورده میشه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حتی وقتی تمام شد عطسه کردم تو دلم گفتم صبرش هم اومد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با اینکه من به این چیزا اعتقاد ندارم همین صبرو عطسه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شبه ارزوها !اسمش قشنگه نه؟!خیلی به نظرم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم در چنین شبی بهت برسم مریم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم همه ارزوهای همه براورده بشه و همه جواب بگیرن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی خوشحالم از اینکه نمازشو خوندم و دعا کردم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شبه ارزوها !دوس دارم هی تکرارش کنم خیلی اسمه قشنگیه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲۰ تیر ۸۷!شبه ارزوها !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با یه عالمه دعا و امید اومدم پیشت خدا من از وجود چنین روزه خوشکلی خبر نداشتم ولی حالا که &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فهمیدمو نمازشو خوندمو دعا کردم ترخدا منو بپذیر !خواهش میکنم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اوممم خوب حالا برم سر حرفای خودم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوبید شما؟!مرسی از اظهار محبته همتون!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میدونید من و مریم همچنان بدونه ارتباط هستیم با هم ولی همین که با امید داریم میریم جلو کافیه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین که عشقمون پر رنگ تر شده عالیه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین که هنوز همو میخوایمو با هم یه جورایی ممکنه در ارتباط باشیم بی نظیره !حتی خیلی کم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مریم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من از زمانی که از تو جدا شدم فقط ۱ بار رفتم ارایشگاه واسه موهام! میدونی حسی در من نبود برم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی فردای چته تو رفتم!و اونجوری که دوس داری کوتا کردم خیلی بلند شده بودن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اونم رشد موهای من!اینهمه نرفتم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حتی باورت میشه بعد از عید صورتمو تمیز نکردم؟!حالا تمیز شد ۳ شنبه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسمتو گذاشتم&lt;STRONG&gt;امید به زندگی!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو کتابا جغرایا یادته؟!!واسه جمعیتو اینا امید به زندگیو سر شماری بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا تو شدی امید به زندگی من!نباشی انگار زندگی عادیه باشی پر هیجانه !کلی ذوق دارم که کاریو &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انجام بدم که تو خوشت بیاد یا کل کل کنیم یا هر چی....نظرتو میخوام!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب از اون شباس که وایمیسم تو اینه کلی خوشحال میشم که میگم وای چه خوشکلم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب اعتماد به نفسم بالائه!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;میدونی تو چه حالیو میگم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دارم به خاطرت اپ میکنم که دوس داری بخونی نمیای ببینی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کی میای پس؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من مینویسم به خاطر اینکه تو دوس داری عزیزم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیمن دیگه !فعلا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 21:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خوشحالم! خیلی زیاددددددددددددددددددددددددددددددد</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;سلام ! خوبید؟!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;ظاهرا این وبلاگ داشت به سطله زباله دانه ریخت انداخته میشد اینو از&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;تعداد نظر میگم که از ۵۷ تا صعود داشت به ۹ تا !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;ولی به هر حال قراره این وبلاگ همیشه اپ بشه اونم به خاطر مریم خانوم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;که از من خواستن بنویسم اونم همه چی !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;پس از حالا به بعد همیشه اپ میشه مثه قبلنا !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;مریم خانومیه خودمم قول میده که بنویسه خوب؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;امروز انقدر شازژو سر حالم ناجور خوشحالم خیلی خیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;اصن بعد کلی وقت من این حالیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;پر انرژی خوشحال خوب تووووووووووووووووووووووووووووووووپ&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;من دیشب با مریم حرف زدم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;باورم نمیشدااااااااااااااااااااااااااااااااا&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;البته چت بود !! از استرسه قبلش بگم که عینک شکس و مثه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;مامان بزرگا اب گذاشته بودم کنارم که هی بخورم !&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;همشو هم خوردم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;این قلبم انگشتای دستم همه و همه داشتن میزدن!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;دوس دارم مریم طرز چت کردنمونو بنویسم خیلی دوس دارم و خوشم اومد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;اولش که مریم اومد خیلی معمولی با هم سلام کردیم !!ظاهرا البته معمولی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بعد من از استرسم گفتم که مریم گفت قربونت برم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;و من مردم از تعجب!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بعدش دیگه منم هی احساسمو بروز دادم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=24 src=&quot;http://pic4ever.com/images/Vishenka_03.gif&quot; width=51 border=0&gt;&lt;IMG height=24 src=&quot;http://pic4ever.com/images/Vishenka_04.gif&quot; width=59 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;راجع به همه چی حرف زدیم ! مریم....من...دوستای که میشناخیتم...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;اتفاقی که افتاده بود و عجیب بود که احساسه منو مریم ۱ ذره عوض  نشده&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بود تمامه لحظاتی که مریم گریه میکرد من باهاش گریه کردمو ولی ارومش &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;کردم هنوز تپشه قلبه من وجود ما واسه همه !بعد این همه فاصله&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;خدای من چه قدر ما عاشقانه همدیگرو دوس داریمو چقدر خوشکلیم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;مریم راجع به دوستا حرفید از من خواست بحرفم منم یه عالمه واسش &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;حرفیدم بعدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;عکسشو نشونم داد!بخدا من بهت زده همینجوری عکسشو نگاه میکردم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;حتی وقتی رفت و dcشد من هنوز به عکسش خیره شده بودم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;چشماش.دستاش.ناخوناش.لباش.بینیش.صورت.وایییییییییییییییییییییییی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;نمیدونم چی بگم فقط با دیدنش اشکم بود که اودم پایینو کلی از صحفه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;نت بوسیدمت الاهی من قربونه تو بشم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;وای گفت چاق شدم ولی نه نشده بود خوده عزیزه من بود &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;ولی من از ابانه پارسال تا الان ۸ کیلو کم کردم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;نمیدونم چرا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بعد دیگه گفت دلم واست تنگ شده بسه دیگه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;گفتم منم دلم واست تنگ شده واسه نفسات واسه عطری که میزنی واسه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بغلت واسه چشمات واسه دستات&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی من دیونه تو هستم اخه دیونهههه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;راجع به پستای تو وبلاگ ازش پرسیدم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt;ولی خوب مسلما جوابی که &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;همیشه ازش تنفر داشتمو گرفتم و فقط داد زدم سرش و گریه کردم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;هی فش میدادم دسه خودم نبود هی میگفت اروم اروم نمیشد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;خیلی بهم فشار اومد با این وضع که من تنهامو همه امید زندگیم تویی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;جوابه دیشب واسم خیلی سخت و غیر قابل تحمل بود ولی خیلی از اینکه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;همه چیو راست بهم گفتی خوشم اومد خیلی یه جورایی اروم تر شدم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;البته دارم بعدا خانومم حسابت&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;فعلا ۱ به ۰ !!بیشتر نشه ها که میدونم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;نمیشه!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بعد بهم گفت که تو وبلاگ بنویسم ! راجع وبلاگای شما حرف زدیم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;اولین حرفمون با وبلاگا شروع شد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;گفت چرا خانومی اینجوری شد؟مریم بانو؟!ترمه؟!و.........&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;اخی عزیزم وبلاگ گیلاس خانومی رو دوس داره!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;یه سوال؟!مریم میگفت torme,من میگمterme نوشتنه فارسیشون&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;یکیه !ولی انگلیش متفاوته !کدوم درسته مریم ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بعد دیگه گفتم اره که همه بچه های وبلاگ به فنا رفتن!کلی هم به اونی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;که زندگیه ترمه رو خراب کرده فش دادیم !بی شعور&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;دیگه؟!دوس داشتم حرفا ادامه پیدا میکرد به عشقولانه هامون میکشید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;ولی قبلش مریم خانومی نتش تموم شدو رفت &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;میخوام یه روزی خیلی اتفاقی سوپرازیت کنم بزنگم بهت  نظرت چیه؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;قلبتو اماده کن شک بهت وارد نشه چون تلفنم پر شکه !!! یه زمانه خاص&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;دوس داشتنه من عشقه من عزیزه دلم وجودم خیلی خوشکلی خیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;نازی خیلی دوست دارم و خیلی خانومییییییییییییییییییییییییی خیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;لذت میبرم از نفس کشیدنت !باور کن !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;خیلی حسه نزدیکه بهت دارم از دیشب خیلی ارومم کرد حرفات باورت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;نمیشه خیلی اروم و خوبم !سبکم از اینکه باهات حرف زدم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;ارامش دارم دوست دارم مریم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;خیلی ازت ممنونم که درکم میکنی...ازت ممنونم که صبر میکنی...به خاطر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;همه چی ازت ممنونم امیدوارم که به زودی زودی زووود جبران کنم و بتونم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;جفتمونو به ارزومون برسونم و همیشه با هم درکنار هم زیر یه سقفه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;کوچولو که مال هر دوی ماس با هم ...با هم بودنو تجربه کنیمو لمسش &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;کنیم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;خیلی دوس دارم از دینای واژه و حرف و جمله خارج بشیمو به واقعیت &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بپیوندیم !باور کن که من تمامه تلاشم همینه و از دیشب مسمم تر شدم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;بیشتر از قبل &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;به خاطر تو به خاطر مهربونیات به خاطر دوس داشتنم به خاطر حضورت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;من بیشترین تلاشمو واسه با هم بودن تو نزدیک ترین زمانه ممکن انجام&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;میدم ازت ممنونم که صبر میکنی مرسی مریم !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;اینجا کلمه کم میاد در مقابل ابهت دوس داشتنم در وصفه تو&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;همه چیز در مقابله تو کم میاره به جز دوس داشتنم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;دوست دارم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;و دوست دارم و دوست دارم..........&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;برای مریم: مریم عزیرم این وبلاگ رو حتما بخون &lt;A href=&quot;http://ledaswan.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;لدا و قو&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;حتما بخونش!!از پسته اول.خوب؟؟؟مرسی زندگیم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 10:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و منی خسته در حاله مرگ !</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;من چقدر سگ جونم که نمیمیرم با وجود این همه شک !(با ضمه )&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;و چقدر پرو تر که همیشه یه امید کوچولو تو قلبم وجود داره !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;خیلی خستم خیلی .دیشب وقته خواب تمامه این حرفایی رو که دارم اینجا مینویسم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;تو ذهنم مرور کردم و تصمیم گرفتم اولین کاری که میکنم صبح نوشتنه اون حرفا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;باشه و جالب بود تمامه شب خوابه حرفامو دیدم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;STRONG&gt;من&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خونه نمیخوام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماشین ۱۰۰ میلیونی نمیخوام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رشته مهندسی پزشکی تو هیچ جا نمیخوام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کفشو کیفو لباسو شلوار لی های مارک دار نمیخوام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من پولو تراولو چک و کارت بانک که دوس داشتم تو کیفام ردیف باشه نمیخوام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از این همه کارت شناسایی متنفرم نه یکی نه دوتا ۸ تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موبایل ۱ میلیونی و لب تاپو اسکنرو پرینترو ipod و mp3 و چیزا برقیو نمیخوام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عذای بیرونو ساندویچو پیتزا حالمو بهم میزنه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استخرو تفریح و مسافرت دیونم میکنه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشستن تو هواپیما واسه ساعت های متوالی منو از دنیا منزجر میکنه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من اینارو نمیخوام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;من&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه خدا میخوام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه اتاقه ۶ متری تو یه کلبه شمال هر جا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدونه هیچ وسایله ارتباطی و هیچ پولی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با یه تراکتور که بتونم زمینو شخم بزنم چند تا گاو که شیرشون یه پول  خیلی جزیی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واسه عذا در بیارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با یه رختحواب نه تخت!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مریم &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میشه؟&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2008 09:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حواس من کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>چند دقیقه پیش تنها شدم تو خونه
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زودی از اتاقم اومدم بیرون به سمته ماهواره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفتم روشنش کردم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زدم pmc.....داشت راجع به بازیای play station...ps3...psps....sega میحرفید و معرفی میکرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منم حوصلم سر رفت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زدم iran music&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین که زدم دیدم به به اهنگه مورد علاقم...سام...امشب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین که جمله اولو خودن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یهو گفتم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این همون شعریه که مریم &lt;A href=&quot;http://www.raffaello.blogfa.com/8611.aspx&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; نوشته&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واییییییییییییی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این شعرو فکر کنم باز ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بود گوش میدادم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا الان فهمیدم این شعری که من دوس دارم و حفظمش همون شعریه که مریم دوسش داره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و تو وبلاگمون نوشته!؟!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب اینجاس وقتی مریم این شعرو تو وبلاگ نوشت من همیشه میخوندمش هر وقت می اومدم تو نت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حفظم بودمش یعنی که!!!!!!!!!!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا بعد این همه مدت فهمیدم؟!!خداااااااااااااا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من این حواسم کجاس جدی؟!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حفظش بودم فقط زمانی که از رو  وبلاگ میخوندم!خیلی عجیبه واسه خودم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من خوبم یعنی؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 May 2008 16:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدونه مقدمه مینوسم!!</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی وقته میخوام اپ کنم ولی هیچوقت اون حرفیو که واسه شروع دنبالش بودم  پیدا نشد تا دیشب اونم به چه صورت! اگه بدونی &lt;STRONG&gt;حمیده&lt;/STRONG&gt; وبلاگت باعث شد من بعد از چند ماه زبون باز کنم باورت نمیشه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من جزو ادم هایی هستم که  همیشه گوشی های عجیب و کیبورد دار دارم که راحت باشم واسه اس ام اس در واقع گوشی های بزرگ! و صرفا محضه خاطر مریم!چون از زمانی که ما نیستیم نه من گوشی بزرگ دارم و حتی موبایلم ندارم! این اواخر که زندگیم دگرگون شد حتی گوشی هم اعتراضه خودشو به زندگی اعلام کرد و خراب شد و بر عکس همیشه هیچ تلاشی واسه درست شدنشکه نکردم هیچ بی خیالم شدم!ولی بعد ها به خاطر اینکه اگه یه زمانی مردم و خواستن بدونن کدوم قطعه قبرستونم مامانم به زور یه گوشی بهم داد اونم واسه یکی از دوستا که تو خونه بود و اومده بود گوشیشو بذاره و یکی دیگه ببره! این گوشیو که ظاهراmp3 داره گرفتم دستم! که تنها زنگ زنندش مامانم و البته بابام هستن!و هیچ کس نیس که اس ام اس بده! دیشب بیکار بودم همینجور که دراز کشیده بودم رو تخت یهو رفتم تو اهنگا...از همه حاطره دارم در نتیجه تند تند رد کردم یهو رسیدم به یه اهنگی که شدیدا اشنا بود گذاشتم بخونه و اروم ارومم اشک ریختم و بعد فهمیدم این اهنگ واسه وبلاگه &lt;STRONG&gt;حمیدس&lt;/STRONG&gt; و رفتم تو خاطرات یه روز که از امتحانه قلم چی با مریم اومدیم پیشه پمپ بنزین تو فلکه ساعت دقیقا همین اهنگه شروع کرد خوندن! و این شد بهانه ای واسه نوشتن در وبلاگ!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه زمانی بابام که داد میزد!البته هنوزم میزنه!تو تلفن!از داخله اشپز خونه همیشه صداش می اومد یه روز وسطه  حرفاش داشت راجع به بایکوت میحرفید...نفهمیدم یعنی چی..حالا میفهمم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زندگیه خودم بایکوتو معنی کرد!بدونه موبایل...اینترنت...دانشگاه....و همه چی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زندگیم فقط شدم خودم و خودم ! غرق در خودم و کار های خودم! و هیچ کس رو هم نمیتونم بپذیرم!و تمامه اطرافیان میدونن که من دیونه مریم هستم خداروشکر کسی کاری بام نداره یا گیری نمیده !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنوز برای انجامه کاری که کردم خودم درش موندم و واسم هضم نشده ...وقتی هنوز خودم باهاش مشکل دارم پس نمیتونم جوابگو واسه بقیه و یا حتی خوده مریمم باشم!چون هنوز خودم هنگم توش!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زندگی خیلی بازی داره خیلی روزگار عجیبه! هیچوقت روزیو بدونه مریم تو فکرم نمیگنجید!هر وقت خرف جدایی میشد خودش حالمو بهتر میدونست که مثه دیوونه ها فقط التماسو خواهش بود ! و همیشه بعد از گریه و زاری باید اونجوری میشد که دوس داشتم!حتی اگه مریم دوس نداشت ولی بهخاطر من قبول میکرد! ولی الان چند ماهه که ما بدونه همیم و زمان مبگذره!فقط میگذره که بگه گذشتم!همین!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;والا برا من جز بد بختی واقعا چیزی نداش!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال ۸۶ در اوج قشنگ ترین سال بدترین سال بود!در واقع ساله ۸۶ واسه خودم ۲ تا سال گرفتم یکی نیمه اول که توصیف شدنی نیست از لذت و یکی نیمه دوم که توصیف شدنی نیست از درد و غم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این روزا مشکلات داره کمرمو خم میکنه!اندر خمه این مشکلات برزگ شدمو عاقل!!به وضوح حس میکنم و هزاران بار از اطرافیان شنیدم!  مشکلات و تجربه ها ادمو میسازه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او دورانی که من و مریم تازه از هم جدا شدیم قابله توصیف نیست که چقدر سخت بود و بدتر از اون مشکله خانوادگی که بووجود اومد و مثه همیشه که انگار من تک فرزندم وظیفه همه چیز روی دوشم بود!چه روزهای سحتیو نکیشدم و چه شبایی تا صبج گریه نکردمو له نشدم زیر این بار مسولیت! با تمامه این بد بختی ها که هنوز نه اون جل شده نه مشکله خودمو مریم ولی هنوز نفس میکشکو هستم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمیتونم بگم کدومش اذیت کننده تره!مریم مشکله خودمه که وحشتناک ترین اتفاقه زندگیم بود و هست! اومدنش....دیدنش...دوس داشتنتش..بودسیدنش....با هم بودنش...ارتباط های عاشقانه ای که داشتم همه و همه در اوج لذت پر از عذابه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی اون روزها انگار گذشتن!اروم اروم جو داره اروم میشه!خیلی زود تر اونچه فکر میکردم بزرگ شدم و تجربه هایی کسب کردم که کمتر کسی تو این سن داره!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باتمامه تجربه هایی که ادم بدست میاره یه سختی میکشه ولی تجربه ای که  واسه مریم کسب کردم بهم ثابت کرد &lt;STRONG&gt;که دوس داشتن های واقعی هیچوقت از بین نمیرن و هیچوقت کمرنگ نمیشن و هیچ کس نمیتونه جاشونو بگیره شاید نباشن ولی یادشون حسشون خصورشون همیشگیه و از یاد نرفتنیه!فاصله من و تو جسما شاید زیاد باشه ولی قلبا فاصله ای نیست چون من و تو از جنس همیم! ماله همیم!با همیم!و همیشه همیشه واسه همیشه دوس داشتنمون کم که نمیشه هیچ بلکه رشد هم میکنه!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کاش بدونی نبودنت...ندیدنت....هرگز دلیلی نمیشه واسه از یاد بردنت...دوس دارم مریمه من!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زمان خیلی سریع داره میگذره!هرسال زودتر از ساله قبل! بدونه اینکه کار مفیدی بخوام انجام بدم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه چیزیو صرفا واسه مریم اینجا مینوسم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مریم!دوس دارم همیشه نوشته هاتو تو این وبلاگ بخونم!نوشته هات منو میبره به اسمون!حتی اگه راجع به دوستات یا شخصه خاصی یا هر چی بنویسی من نوشته هاتو میخورم به جای خوندن!دوسشون دارم چون برگرفته از شخصی هستن که همه زندگیمه!بدونه در نظر گرفتنه ارتباطه ما با هم بنوس اینجا!ازت خواهش میکنم و رسما تقاضا میکنم!امیدوارم که خودتم دوس داشته باشی و بنویسی چون نوشته هات پر از حسن برای من!تمامه نوشته هایتو انقدر خوندم که خفظن!دوسشون دارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشروب....بخار ماشین...چکمه قهوه ای....سیو کردن اسمت به نامه نفس برای کسی جز من!و  شعرهای که کسی به جز من میگه ولی تو میرسی به من!! همه رو دوس دارم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینجا من الستومریا هستم و تو مریم  نه اینکه ۲ ادمی که ارتباطه جسمی ندارن!پس اگه واست مقدوره بنوس!من و تو دیوانه تاریخیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعدها ثابتش میکنم اگه زمانه من و اطرافیانه تو اجازه بدن!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی وقت بود میخواستم بنویسم ولی الان که داشتم مینوشتم احساسه حجالت داشتم انگار که مدله نوشتن یادم رفته ولی حس کردم اینجا کاغذ و من خودکار!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میخوام اینجا از یکی از دوستا که وجودش کلی کمک کرد به من و مریم خیلی تشکر کنم!اینروزا وقتی مشکلی به وجود می اومد باهاش راجع بش حرف میزدم و همیشه کمکم میکرد و با مریم صمیمی تر از منه! همیشه به من میگه لجباز!بسه دیگه برگرد!تمومش کن و .........&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;مرسی ازت مریم بانو!امیدوارم که روزی جبران کنم!به خاطر همه چیز ممنون!مرسی خیلی. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;این روزها وبلاگه همه رو میخونم مثه قبل!ولی نمیدونم چرا نظر نمیذارم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وبلاگه &lt;FONT color=#66cc33&gt;&lt;STRONG&gt;سیب&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;که شدیدا بهش علاقه پیدا کردم و نوشته هاش خیلی خوبن!انگار منو اروم میکنه!وبلاگه مریم بانو که انقدر بی غلو غش مینویسه!وبلاگه  ساناز که یه دیونه مثه خودمه که یهروز وبلاگش هس یه روز نیست ....وبلاگه خانومی و اقایی که به زودی منتظر عروسیشمون دیگه......وبلاگه نیروانا که هنوز اندر خمه یه کوچس....وبلاگه حمیده که پر از اصطلاحه باحال و قشنگه....وبلاگه محبوبه رو هنوز گهگاهی میخونم...وبلاگه اوریانا که یه زمانی وبلاگه مورد علاقه مریمه من بود..و تقریبا هنوز میشه گفت مثه همیشه همه رو میخونم!وبلاگه دختر ۲۰ ساله که همش با شوشو مینویسه!وبلاگه پانی که اوضاعش انگار مثه خودمه و وبلاگه جوراب پاره که مثه من از چیزی انگار عذاب میکشه...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;فقط یه وبلاگ رو مخمه!ببخشید اینجا وبه خودمه!میتون راحت باشم من ادمه پرویی هستم ! وبلاگه ترمه!!!!شدیدا رو اعصابمه!تلفیقی از وبه اوریانا خانومی ثابتی ..نسترن رها...محبوبه!انگار که میخواد بگه منم هستم!اصن انگار که یکی در قالبه اینا!هرچیه من دوسش ندارم چون انگار واقعی نیست! نمیدونم چرا ولی بر خلافه من مریم علاقه منده بهش چون یه روز دیدم لینکش این طرفه صحفه به چشم میخوره! کلا از اینکه یکی بیاد سبکه یکی دیگه بنویسه خیلی حال نمیکنم!از تظاهرم که متنفرم!البته شاید به اشتباه در من این حسو به وجود میاره منم نظرمو اینجا گفتم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;وبلاگه خانومه ثابتی رو با اینکه نمیفهمم میخونم!نوشته هات جدا سنگینه واسم!ولی نظراتیو که راجع به ما میدی شدیدا دوس دارم!منتظرتم خیلی زیاد!هنوز اون حرفیو که گفتی من و مریم از یک روحیم...در ذهنمه!خیلی قشنگ توصیف کردی!خیلی زیبا و ساده!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;هیچ چیزی قشنگ تر از یک حسه ناب که برگرفته از یک عشقه پاک باشه نیست!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;بعد از چند ساعت: خدایا انقدر هنگ بودم که نفهمیدم!ببخشید اگه توهینی به وبلاگه شما شد!! پاکش نمیکنم که به هنگیه خودم بخندم و انقدر له نباشم یخورده فکر کنم!ولی باور کن تک تکه جمله هاتو با تک تک سلولام حس کردم و میکنم!باور کن عزیزم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 18:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>raffaello</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزی کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد...!</title>
<link>http://raffaello.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt; &lt;EM&gt;امشب یه اتفاقه &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;امشب یه اضطرابه&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;امشب از اون شباست که من اسمم رو یادم نمیاد&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;امشب دلم از من فقط عشق دوباره میخواد&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;امشب میدونم ترم ز دستات&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;فاصله تنها یه دسته&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;اون حس غریب مهمون منه &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;امشب تو دلم نشسته&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشستم پشت فرمون حواسم اما یه جای دیگست یه لحظه با صدای جیغ  ژاله به خودم میام شیشه ی جلوی ماشین کاملا مه گرفته جلو  اصلا پیدا نیست ژاله هنوز جیغ میکشه من اما هیچ اقدامی واسه پاک کردن شیشه نمیکنم دلم میخواد  همینجوری رانندگی کنم تو مه تو ابهام شاید...!صدای جیغ  ژااله قطع شده حالا داره گریه میکنه زل زده به من :تو اصلا حالت خوب نیست دیوونه شدی به معنای واقعی کلمه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با دست هاش که اشکارا میلرزن شیشه ی جلو رو پاک میکنه و شیشه ی پنجره ها رو کمی پایین میاره تا دیگه شیشه ی جلو مه نگیره سیستم ماشین رو خاموش میکنه حالا  ژاله هم مثل تو فهمیده که موقع رانندگی اگه موزیک لایت گوش کنم خیره میشم به جلو بدون اینکه جلو رو ببینم...!!!  تو اون لحظه دلم میخواد  ژاله رو از ماشینم پرت کنم پایین...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حس میکنم نبضم داره با هر شماره میزنه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حس میکنم امشب یکی قلبم رو از جا میکنه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;امشب دارم عاشق میشم اما باورم نمیشه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;این وسوسه و این دل&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;از امشب تا همیشه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم میخواد بلیط ها رو کنسل کنم دلم میخواد تمام برنامه هاتو به هم بریزم اصلا چرا میخوای منو نشون این ادم ها بدی که نمیشناسمشون من نمیفهمم چه بلایی داره سرم میاد یا دارن سرم میارن یا داری سرم میاری یا دارم سر خودم میارم نه من هیچی نمیفهمم نکنه باز دارم عروسک خیمه شب بازی میشم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اما نه نه دیگه فرصتی نیست دیگه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;همه احساس من رفته از دست دیگه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نه نه نه نه دیگه ثانیه ها داره&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;خاطرات منو با خودش میبره&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم میخواد از صفحه ی روزگار محو میشدم اشتباه نکن نگفتم دلم میخواد بمیرم نه دلم میخواد از اول نبودم درست مثل  اوووووم بذار بگم مثل چی به سمت چپ صفحه نگاه کن همونجا که نوشته (نوشته های پیشین) میبینی ماه اذر بین ماه ها نیست نه اشتباه نکن کسی نوشته های ماه اذر رو حذف نکرده از اول کسی تو ماه اذر چیزی ننوشته بود کاش میشد منم از اول وجود نداشتم کاش میشد ۲۵ اذری وجود نداشت تا من به دنیا بیام کاش...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دل دیگه حسی نداره&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;امشب داره کم میاره&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;امشب در اضطرابه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در حسرت و عذابه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;امشب...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;همین امشب...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگران نشو دوران نقاهت منم به پایان رسید حالا میتونی صدای خنده های منو بشنوی نه نه نه خنده ی شهوت انگیزی که ناخوداگاه بدنتو سست کنه و بخوای منو بغل کنی بدون اینکه دوسم داشته باشی! گوش کن... بیشتر گوش کن...صدای خنده های من مثل اون دختر کوچولویی میمونه که موهای لختشو دو گوشی بسته وداره میخنده.خنده های صورتی رنگش تو فضا پخش میشه و تو با حسی سرشار از دوست داشتن جلو میری و دستاشو میگیری....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;امشب تو سینه ی من &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فریادی از سکوته&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;میکوبه باز تو سینه &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دردی که از تو بوده&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کاش که میموند به یادت &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شرجی ترین نگاهم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تبعیدیه به حسرت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;این قلب بی گناهم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوووووووچحالم واسه   اتفاقای تازه و خوبی که تا سه ماه دیگه(اردیبهشت) قراره بیفته! خووووووچحال ترم که تا شش ماه دیگه همه چیز به کلی عوض میشه!باورم نمیشه که تا کمتر از یک سال دیگه تولدی تازه در راه است...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۱:احساس میکنم اینجا دیگه به من تعلق نداره.اینجا ماله (ما) بود.ولی الان (من) منم و تو (تویی) و دیگه شاید (ما) وجود نداشته باشه...به هر حال دیگه منتظر نباشید من اینجا چیزی بنویسم....همه چیز یه روز تموم میشه مثل شکلات! باور کنید حتی شکلات های اب شده ای که ریخته بود روی دستم رو هم خوردم ولی دیگه شکلاتی نمونده! خوووب البته منظورم از همه چیز همه چیزم نبود که میدونم خیلی چیزا هم هستن که هیچ وقت تموم نمیشن مثل عشق!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲:کودک خستگی نا پذیر من دیگه داره خسته میشه و میبینم که بزرگ هم شده اما هنوز بالنده نشده به امید بالندگی کودک من....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۳:تا حالا به اکسیژن هایی فکر کردی که منتظرن تا وارد ریه هات بشن؟!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۴:به دنبال محمل چنان زارو گریم    که از گریه ام ناقه در گل نشیند...!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن. ۵:  ۱۲ اذر رو هرگز از یاد نخواهم برد ببین اینجا هم نوشتم که دیگه هیچ وقت یادم نره...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۶:special thanks واسه ارامشی که به من بخشیدی و اگزازپام های لعنتی رو از من گرفتی که شب ها رو بدون اون قرص های لعنتی بخوابم و خودت شدی اگزازپام من!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۶:روزی کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد...!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 14:03:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=raffaello&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>parmina</dc:creator>
<guid>http://raffaello.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
